ذبيح الله صفا
1309
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ازين راه در دوران سلطنت علاء الدين محمد خلج ( 695 - 715 ه . ) وارد خدمت در دستگاه حكومت سلاطين دهلى گرديده و در شمار رجال متنفّذ عهد او درآمده بود ، و از همينجا معلوم مىشود كه شهرت و اهميتش از اوايل قرن هشتم هجرى ببعد دست داده بود و به همين سبب است كه ضياء الدّين برنى نام او را در رديف بزرگان دورهء علاء الدين خلج آورده و چه او و چه محمد قاسم فرشته مؤلف تاريخ فرشته ، وى را در شمار رجال و سرداران بزرگ و متنفّذ دوران قطب الدين مباركشاه ( 716 - 721 ه . ) ذكر نمودهاند . در عهد قطب الدين مباركشاه مذكور « چون حادثه گجرات قوى شده بود و پادشاه قطب الدين تسكين آن فتنه را اهمّ دانسته عين الملك ملتانى را كه از سرداران معتبر علايى بود و هميشه بخدمات بزرگ تعيين مىشد با لشكر آراسته بدفع فتنهء گجرات نامزد كرد و او بدانجا رفته با آن مردم كه مايهء فتنه و فساد بودند جنگ كرده ايشان را بشكست و نهرواله و ساير بلاد گجرات را بتجديد در ضبط آورده زمينداران آن ديار را مطيع و منقاد ساخت » « 1 » و همچنان در تمام مدت سلطنت قطب الدين مباركشاه در مقام خود باقى بود تا فتنهء خسرو خان در سال 721 هجرى پيش آمد . خسرو خان كه از غلامان مقرّب مباركشاه بود بر ولى نعمت خود قيام نمود و وى را با بسى از بازماندگان سلاطين خلجى طعمهء شمشير كرد و عدهيى از رجال بزرگ درگاه او را مقيّد ساخت و از آن جمله بود عين الملك ملتانى بود كه خسرو شاه او را « بجبر پيش تخت بازداشت » « 2 » و سپس بر منصب او افزود و او را « عالم خان » و « امير الامرا » كرد « 3 » و به همين علّت بود كه در جنگ ميان خسرو خان و « غازى ملك » كه بخونخواهى قطب الدين مباركشاه برخاسته بود ، عين الملك با خسرو خان همراه و همگام بوده است ولى « در شبى كه صباحش جنگ مىشد عين الملك ملتانى از او ( يعنى از خسرو خان ) جدا شده راه مندو پيش گرفت و اين معنى سبب
--> ( 1 ) - تاريخ فرشته ، ج 1 ص 220 ( 2 ) - ايضا ص 227 ( 3 ) - ايضا ص 228